بی خیال شدم | بلاگ

بی خیال شدم

تعرفه تبلیغات در سایت

 چقدر عادی شده 

این زندگیم

دیگه نه سختی ها درد داره

نه خوشی ها مزه

دیگه هیچ چیز معنی نداره

انگار فقط یه نفسی داره میاد و میره

انگار محکومم به زنده بودن

روزگار اونجوری که میخواستم نچرخید

شاید یه روزی همونی بشه که میخوام

ومیدونم میشه

ولی نوش دارو بعد از مرگ سهراب ؟؟؟؟

وقتی دیگه هیچ دلخوشی برام نمونده هیچی فایده نداره

ای کاش روزگار یه ذره

فقط یه ذره

باهام مهربون تر بود

من دل کیو شکسته م ؟؟؟

کی ازم ناراحت شده ؟؟؟

چه گناهی کردم  ؟؟؟

این حقم نیست

خدا جون گوش میدی ؟؟؟؟

این حقم نیست

این همه درد

این همه تنهایی

این همه غصه

این همه ...................

حقم نیست نیست نیست

خدایا چرا تا شادی میاد زود تموم میشه ولی غم همش اینجاس چرا

...
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:40